مرتضى مطهرى

359

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

منصور توانست ابومسلم را در اوج عزت و قدرتش بكشد و آب هم از آب تكان نخورد . عباسيان با تحريك احساسات اسلامى ايرانيان قيام را رهبرى كردند و آنجا هم كه با قرائت آيهء : « أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا » مظالم امويان را بر مىشمردند ، بيشتر از مظلوميت آل محمد سخن مىگفتند تا مظلوميتهاى خود ايرانيان . در سال 129 ، روز عيد فطر كه سياه جامگان علناً در بلاد ماوراء النهر قيام كردند ، قيام خويش را ضمن خطبهء نماز عيد اعلام كردند و نماز عيد را مردى به نام سليمان بن كثير كه خود عرب است و ظاهراً از دعات عباسيان است خواند . شعار اين قوم كه هدف آنها را مشخص مىكرد آيهء كريمهء : « يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ » « 1 » بود ، و به مناسبت كلمهء « شعوباً » كه در اين آيهء كريمه آمده است و بنا به گفتهء مفسرين اشاره به مردمى است كه اجتماعاتشان رنگ قبيله‌اى ندارد ، ايرانيان كه طرفدار تسويه و مخالف تبعيض بودند « شعوبيه » ناميده شدند . اين نوع عكس العمل در مقابل آن انحراف عربى ، صددرصد اسلامى و نشانهء صميميت ايرانيان نسبت به اسلام بود . اگر ايرانيان نسبت به اسلام صميميت نمىداشتند كافى بود كه آنها هم مانند اعراب بر مليت و قوميت خويش و تاريخ خويش تكيه كنند و در اين جهت مسلّماً گوى سبقت را مىربودند ، زيرا افتخارات نژادى ايرانيان بسى بيشتر از اعراب بود . اما اين كار را نكردند و از عرب به اسلام پناه بردند نه به چيز ديگر . البته نهضت شعوبيگرى تدريجاً يك مسير انحرافى پيدا كرد ، در مسيرى افتاد كه نهضت قوميت عربى افتاده بود ؛ يعنى در مسير تفاخرات قومى و نژادى و تفوق نژاد ايرانى بر ساير نژادها خصوصاً بر نژاد عرب افتاد و احياناً از حدود نژادپرستى تجاوز كرد و تا زندقه كشيده شد . ولى همين كه شعوبيگرى به اين مرحله رسيد ، تودهء مردم ايران و علماى باتقواى ايرانى شعوبيگرى را سخت محكوم كردند و از آن تبرى جستند ؛ يعنى بار ديگر با يك عكس العمل اسلامى از طرف ايرانيان در مقابل يك انحراف كه از ميان

--> ( 1 ) . حجرات / 13 .